خرید بک لینک

نهاد پادرفرات خواست لبی ترکند

برای اهل حرم آب میسر کند

داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی

خواست در این مهلکه یاد برادر کند

کشدم داده جان بر لب دریای آب

خجل از روی او گشته دل آبها

دست عباس چون جدا شد محشری در خیمه ها شد

علم افتاده و نیست علمدار حسین یا حسین

علم افتاده و نیست دگر یار حسین یا حسین

یک طرف دست، یک طرف مشک، دل پرازخون ،دیده پر اشک

چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا

بگفت ای برادر زپافتادم بیا

رسید، چون این نوا به گوش اهل حرم

زآب بگذشتن و به لب همه این نوا

علم افتاده و نیست علمدار حسین یا حسین

علم افتاده ونیست دگر یار حسین یا حسین

یک طرف دست، یک طرف مشک، دل پرازخون ،دیده پر اشک

ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست

پرده ظلمت دریدبند ستم را گسست

داده سرو داده جان در ره آزادگی

بردل حق باوران داغ غم او نشست

سرخی خون او پشت ستم بشکند

عاقبت خانه ظلم ز بن برکند

کربلا شد شور محشر

مرگ و نفرین بر ستمگر


برچسب: نویسنده: ayso تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 18:52

صفحه بندی