صبرم زیاده . رو قسم هام هستم
حالا که زندگی لجمو در آورده منم از اون لجبازاشم . لج میکنم
اینقد منتظرت میمونم تا دنیا کم بیاره
آره . از این دنیا فقط از فرماندهان پادگان متنفر بودم . حالا مشاوران خانواده هم بهشون اضافه شد
هه . کاری ندارم فقط رویام اینو بدون تا آخرش هستم
اینم جزوی از زندگیه . باید جدا شد بعده گذروندن مشکلات بهم رسید
اینم جزو بازیمونه . یه وقت فکر نکنی عشقتو فراموش کردم
تا ابد پیشمه . بعده تو هم هیشکی رو نمیخوام . فقط تو
ولی منتظرم بمون . خودتم میدونی هدفمون مثبت بود . بهم کمک کنیم . تو همه چیز . نیتمون هوس نبود
نیتمون عشق بازی نبود
بیخیال . تا آخرش با همیم . درسته دیگه صداتو ندارم . دیگه هیچیتو ندارم ولی امیدم زیاده بازم مال هم میشیم
هر چند سال طول بکشه
قول نمیدم داستانتو مث نگین بنویسم . نمیخوام بنویسم . چون تموم نشده . چون هنوزم مال منی
مال منی . مال خودمی
پیرهنی که خریدی رو تا روزی که بهت برسم نگه میدارم
تو هم فراموشم نکن
قدر مامانتو بدون . قدر همه چیتو بدون . قدر باباتو بدون . دیگه از این به بعد لازم نیست نگران باشی و بترسی از بابات. مامانتم خیالش راحت باشه
مشکل من بودم . میرم . نه اینکه واسه همیشه برم . میرم از جلو چشای بابات محو میشم ولی همیشه از دور میبینمت . مراقبتم
قسم خوردی معدلت گمتر از 19 نشه . خودت بهم قول دادی
رو تموم قول و قسم ها و عهد هام هستم . فراموششون نکردم
خدافظ
برچسب:
نویسنده: ayso