اميد، در زمان هاي قديم، ضرب المثلي خلق کرد با اين عنوان که «از اين ستون تا آن ستون فرج است» و قصه اين ضرب المثل سال، به ماجرايي بر مي گشت که محکوم به اعدامي را مي خواستند بر ستوني به دار بياويزند و پرسيدندش که تقاضايي داري بگو و او گفت: به جاي اين ستون مرا بر آن ستون بياويزيد. کسي گفت: چه فرقي مي کند و محکوم به اعدام گفت: «از اين ستون تا آن ستون فرج است» و مي گويند تا او را باز کردند و بردند تا پاي ستون ديگري، قبل از آن که او را به دار بياويزند، حکم خلاصي او آمد و ...
اين شد که يک ضرب المثل در زبان شيرين فارسي شکل گرفت که هنوز به آدم ها اميد مي دهد که گره ها باز خواهد شد اما ...
حالا اين ماجرا در خيابان هاي مشهد، اين گونه براي اميدواران تغيير شکل يافته است که «از اين چهارراه تا آن چهارراه فرج است» و آرزو مي کنند وقتي از کلاف گاه درهم تنيده ترافيک يک چهارراه خلاصي يافتند، در چهارراه بعدي به ترافيک رواني بخورند و روند فرسايش اعصابشان اگر نه به نقطه پايان، حداقل به زنگ تفريحي برسد ولي ...
چهارراه بعدي هم تکرار قصه همان چهارراه قبلي است و باز ترافيک است و کلاچ و ترمزو بوق... بوق... بوق... که بي موقع سوهاني مي شود با آج هاي بلند و بر روح و روان مردم کشيده مي شود و باز حکايت زيرساخت هاست و چراغ و پليس و رانندگاني که همه را مقصر مي دانند جز خودشان را، حال آن که در کنار فقر زيرساخت ها و گاه سامان مند نبودن چراغ ها و غيبت پليس و ... سهم اصلي را در روان سازي و يا گره افکني ترافيک، خود راننده ها دارند و اين رفتار ترافيکي خود ماست که بيش از هر عامل ديگري، خيابان هاي شهر را به ميدان جنگ اعصاب تبديل کرده است وگرنه اگر رفتار ترافيکي درستي داشتيم از ظرفيت موجود بهتر استفاده مي کرديم و کمتر اعصاب خود را در باران اسيدي آلودگي هاي صوتي و غيرصوتي و فشارهاي رواني مي گذاشتيم. اگر «حق تقدم» را به عنوان قانون و بالاتر به عنوان حق الناس رعايت مي کرديم، بسياري از اين گره ها به ترافيک و صدالبته وقت ارزشمندتر از طلاي ما نمي افتاد اما وقتي افراد، فقط و فقط خود را مي بينند و بر ديگران چشم مي پوشند چه رسد به حق شان، وقتي نه از ايثار و گذشت در رانندگي که از رعايت قانون و محترم شمردن حق تقدم و باز گذاشتن راستگردها و ... هم خبري نيست چطور توقع داريم از ترافيک روان بهره مند باشيم؟به باور اين قلم، در کنار ارتقا بخشيدن به زيرساخت ها و بهره مندي بهينه از نيروها، بايد به اصلاح رفتار ترافيکي و شيوه رانندگي خود بپردازيم وگرنه اگر قرار باشد ما فقط خود را ببينيم و چنين رانندگي کنيم که الان انجام مي دهيم، قصه هم همين خواهد بود که هست! اما اگر ما در رفتار خود تجديدنظر کنيم، خيابان ها هم جايي براي ديدن و رانندگي، کاري فرح بخش خواهد بود ...
خراسان رضوي - مورخ سهشنبه 1392/07/16 شماره انتشار 18522 /صفحه اول و ۳/شهر
برچسب:
نویسنده: ayso