متأسفانه امسال هم مثل پارسال نتونستم جشن تولد همسرم پیشش باشم. مادر همسرم رفته بود یاسوج و همسرم توی خونه تنها بود. من از قبلش از تهران با خانواده ام هماهنگ کرده بودم که جشن تولد خوبی برای عشقم بگیرند. اون ها هم همسرم رو به خونه دعوتش کردند و سعی کردند جای خالی من رو با شادی و خنده پر کنند. الحمدلله تونستم لبخند شادی را بر لبان همسرم بنشونم ولی ناراحت بودم که نتونستم پیشش باشم. تولدش مصادف شده بود با ایام امتحانات پایان ترم.

برچسب:
نویسنده: ayso